امام على (ع) در قالب نامه اى به مالک اشتر، خطاب به همه دولت مردان اسلامى درباره تکبر و غرور ریاست چنین هشدار مى دهد:

"اگر با مقام و قدرتى که دارى، دچار تکبر و یا خود بزرگ بینى شدى،

به بزرگى حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر که تو را از آن سرکشى نجات مى دهد و

تندروى تو را فرو مى نشاند و عقل و اندیشه ات را به جایگاه اصلى باز مى گرداند."

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 شهریور1393ساعت   توسط -  | 

 

مکانی برایت بهتر از دلم سراغ ندارم

تنگی اش را به بزرگی مهربانیت ببخش

 عزیزم  تولدت مبارک . . .

 پیشاپیش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت   توسط -  | 

 

 سلام خدای خوبم

خوشحالم خیلی زیاد

 امیدوارم دوستان عزیزم هم خوشحال باشند

من داره برام مهمون میاد از شمال

 باندازه یه دنیا خوشحالم

 تازه جمعه هم تولد یکی از عزیزترین عزیزانمه

 جاتون خالی

 بفرمایید جشن تولد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت   توسط -  | 

 

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است
جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است
هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است
پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است
به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است
بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است
ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است

" سعید بیابانکی "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مرداد1393ساعت   توسط -  | 

 

خدایا شکرت

امروز یکی از عزیزانم

نه! عزیزترین عزیزانم در آزمونی قبول شده است

خدایا شکرت

باندازه ستاره های آسمونت

+ نوشته شده در  شنبه 11 مرداد1393ساعت   توسط -  | 

 

... ♥●•٠·˙

او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را می‌خواند

اگر هیچکس نیست، خدا که هست . . .

 

خدایا منو بغل کن .....

 

 

نگذارید صدای دنیا شما را از شنیدن صدای ” خدا ” باز دارد . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مرداد1393ساعت   توسط -  | 

 

 سلام دوستان عزیزم

پیشاپیش عید فطرتون مبارک

روزگار به کامتون

خوش باشید و سربلند

+ نوشته شده در  شنبه 4 مرداد1393ساعت   توسط -  | 

 

سلام دوستان خوبم

از اول ماه رمضون امسال مادر خوبم می رفت کلاس قرآن

چند بارم به من گفت : بیا... ولی جور نشد برم

تا اینکه صبح روز جمعه بیستم ماه رمضون توفیق شد و باهاش رفتم

خیلی جالب بود

صاحب خونه دوست دوران دبستانم بود

من تعجب کردم و اونم بیشتر

اون که شوک شد منو دید

از دیدن من و از اینکه با مادرم دوست بوده ولی نمیدونسته مادر خوب منه

خلاصه این اتفاق خوب ما حصل روزهای عزیز ماه رمضونه

الان درست همسایه روبروی خونمونه

البته چندساله اومدن اونجا

منکه خیلی خوشحال شدم

دیروزم همه مون و دعوت کرد افطاری

جاتون خالی بود

خدایا شکرت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 تیر1393ساعت   توسط -  | 

 

دم افطار ک بیتاب تر و تشنه ترم......

میشوم غرق علمدار عمو .........

آب ...............

حرم...............

وقت افطار عجب می چسبد

 رطب تازه بین الحرمین

جرعه ای آب به لب می گوییم :

به فدای لب عطشان حسین(ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت   توسط -  | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت   توسط -  | 

 
قالب وبلاگ